صفحه اصلی ارتباط باما درباره ما رایانامه خبر خوان

فصل بیست وششم: باز نگشتن قطره‌ای از خون آن حضرت عليه السلام که به آسمان پاشید(ما رجعت قطرة الى الأرض من دمه الذي رماه الى السماء)

مدرک شیعه

« و لمّا ضعف عن القتال وقف‏ يستريح رماه رجل بحجر على جبهته، فسال الدّم على وجهه، فأخذ الثّوب ليمسح الدّم عن عينيه، رماه آخربسهم محدّد له ثلاث شعب، وقع على قلبه‏، فقال: بسم اللّه و باللّه، و على ملّة رسول اللّه، و رفع رأسه إلى السّماء، و قال:إلهي إنّك تعلم أنّهم يقتلون رجلا ليس على وجه الأرض ابن نبيّ غيره.ثمّ‏ أخرج السّهم‏ من قفاه، و انبعث الدّم كالميزاب، فوضع يده تحت الجرح، فلمّا امتلأت‏، رمى به نحو السّماء، و قال: هوّن عليّ ما نزل بي أنّه بعين اللّه، فلم يسقط من‏ ذلك‏ الدّم‏ قطرة إلى الأرض، ثمّ وضعها ثانيا، فلمّا امتلأت لطّخ به رأسه، و وجهه و لحيته‏، و قال: هكذا أكون حتّى ألقى اللّه و جدّي رسول اللّه صلى اللّه عليه و اله و سلّم و أنا مخضّب بدمي، و أقول: يا جدّا قتلني فلان و فلان.»

ترجمه) امام حسین عليه السلام ايستادند تا اندكى استراحت كنند، ضعف بر بدنشان غالب شده بود، به طوری که ديگر توان جنگ را نداشت، در اين هنگام ناگاه سنگى آمد و بر پيشانيش خورد و خون جاری شد، پس پیراهنش را بالا گرفت تا خون را از پيشانيش پاک كند كه ناگاه تير تیز سه شعبه و مسمومى آمد و بر قلب حضرت نشست. امام حسين عليه السلام گفت: بسم اللّه و باللّه و على ملة رسول اللّه. آنگاه سر به آسمان بلند كرد و عرضه داشت: خداى من! تو مى‌دانى كه اينان كسى را مى‌كشند كه روى زمين فرزند پيامبرى جز او نيست. امام تير را از پشت سر بيرون آورد و خون مانند ناودان جارى شد. دستش را زير محل زخم گرفت و چون پر از خون شد به آسمان پاشیدند و فرمودند چون این مصائب در مقابل چشم خداست و در راه خداست تحملش برای من خیلی آسان و سهل می باشد. و قطره ای از اين خون به زمين بازنگشت و پيش از آن سرخى در آسمان ديده نشده بود. دو مرتبه دسته مبارک را زير زخم گرفت و چون از خون پر شد به صورت و محاسنش ماليد و فرمود: اين‌گونه به خون خضاب خواهم بود تا جدّم محمدصلي الله عليه و آله را ديدار كنم و بگويم اى رسول خدا! فلانى و فلانى مرا كشتند.

منابع:

1- مقتل الحسين، مقرّم، ص351- 352

2- مقتل الحسين، بحر العلوم، ص444- 445

مدرک اهل تسنن

مدرک اول:

«أخبرنا العلّامة محمّد بن هبة اللّه بن مميل، أخبرنا الامام الحافظ أحمد بن عليّ الخطيب، أخبرنا الحسن بن محمّد الخلال، حدّثنا عبد الواحد ابن عليّ القاضي، حدّثنا الحسين بن إسماعيل الضبي، حدّثنا عبد اللّه بن شبيب، حدّثني إبراهيم بن المنذر حدّثنا حسين بن زيد بن عليّ بن الحسين، عن الحسن بن زيد بن الحسن بن عليّ حدّثني مسلم بن رباح مولى عليّ بن أبي طالب قال: كنتُ مع الحسين بن عليّ بن أبي طالب[عليه السلام] يوم قُتِل فرمى في وجهه بنشابة فقال لي: يا مسلم ادن يديك من الدّم فأدنيتهما فلمّا امتلأ قال: اسكبه في يدي فسكبته في يديه فنفح بهما إلى السماء و قال: اللّهمّ اطلب بدم ابن بنت نبيّك، قال مسلم: فما وقع إلى الأرض منه قطرة.»

ترجمه) مسلم بن رباح گوید من در آن روزی که حسین بن علی[عليه السلام] کشته شد به همراه ایشان بودم پس تیری آمد و به صورت ایشان اصابت کرد، حسین بن علی[عليه السلام] به من فرمود: ای مسلم دستت را نزدیک بیاور و خون  صورتم را در آن بریز. هنگامی که دو دستم از خون پُر شد به من فرمود خونها را در دستان من بریز، هنگامی که خون را در دست ایشان ریختم، خونها را به آسمان پاشید و فرمود: پروردگارا تو انتقام خونِ پسر دختر پیامبرت را  بگیر. مسلم گوید: قطره ای از آن خون به زمین باز نگشت.

منابع:

1- تاريخ مدينة دمشق، ابن عساكر [م. 571]، ج 14، ص 223

2- ترجمة امام حسين، ابن عساكر [م. 571]، ص 345

3- كفاية الطالب، گنجي شافعي [م. 658]، ص431 (قلت: رواه محدّث الشّام عن محمّد العراق في كتابيهما.)

4- تهذيب، ابن بدران، ج4، ص338

5- مختصر، ابن منظور، ج7، ص 146

مدرک دوم:

«فَوَقَفَ يَسْتَرِيحُ وَ قَدْ ضَعُفَ عَنْ الْقِتَالِ فَبَيْنَا هُوَ وَاقِفٌ إِذْ أَتَاهُ حَجَرٍ فَوَقَعَ عَلَى جَبْهَتِهِ فَسَأَلْتُ الدِّمَاءَ مِنْ جَبْهَتِهِ فَأَخَذَ الثَّوْبِ ليسمح عَنْ جَبْهَتِهِ فَأَتَاهُ سَهْمٌ مُحَدَّدٌ مَسْمُومٌ لَهُ ثَلَاثُ شُعَبٍ فَوَقَعَ فِي قَلْبِهِ فَقَالَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ إِلَهِي إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقْتُلُونَ رَجُلًا لَيْسَ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ ابْنُ نَبِيٍّ غَيْرُهُ ثُمَّ أَخَذَ السَّهْمَ وَ أَخْرَجَهُ مِنَ وَرَاءِ ظَهْرِهِ فَانْبَعَثَ الدَّمِ كَالْمِيزَابِ فَوَضَعَ يَدَهُ عَلَى الْجُرْحِ فَلَمَّا امْتَلَأَتْ دَمًا رَمَى بِهِ بِهَا إِلَى السَّمَاءِ فَمَا رَجَعَ مِنْ ذَلِكَ قَطْرَةً وَ مَا عَرَفْتَ الْحُمْرَةُ فِي السَّمَاءِ حَتَّى رَمَى الْحُسَيْنِ بِدَمِهِ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى الْجُرْحِ ثَانِيًا فَلَمَّا امْتَلَأَتْ لَطَخَ بِهَا رَأْسُهُ وَ لِحْيَتِهِ وَ قَالَ هَكَذَا وَ اللَّهِ أَكُونَ حَتَّى أَلْقَى جَدِّي مُحَمَّداً وَ أَنَا مَخْضُوبٌ بِدَمِي وَ أَقُولُ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَتَلَنِي فُلَانٌ وَ فُلَانٌ»؛

ترجمه) [چون بر بدن مبارک امام حسين عليه السلام 72 زخم وارد شد] ايستادند تا اندكى استراحت كنند، ضعف بر بدنشان غالب شده بود، به طوری که ديگر توان جنگ را نداشت، در اين هنگام ناگاه سنگى آمد و بر پيشانيش خورد و خون جاری شد، پس پیراهنش را بالا گرفت تا خون را از پيشانيش پاک كند كه ناگاه تير تیز سه شعبه و مسمومى آمد و بر قلب حضرت نشست. امام حسين عليه السلام گفت: بسم اللّه و باللّه و على ملة رسول اللّه. آنگاه سر به آسمان بلند كرد و عرضه داشت: خداى من! تو مى‌دانى كه اينان كسى را مى‌كشند كه روى زمين فرزند پيامبرى جز او نيست. امام تير را از پشت سر بيرون آورد و خون مانند ناودان جارى شد. دستش را زير محل زخم گرفت و چون پر از خون شد به آسمان پاشیدند. که قطره ای از اين خون به زمين بازنگشت و پيش از آن سرخى در آسمان ديده نشده بود. دو مرتبه دسته مبارک را زير زخم گرفت و چون از خون پر شد به صورت و محاسنش ماليد و فرمود: اين‌گونه به خون خضاب خواهم بود تا جدّم محمدصلي الله عليه و آله را ديدار كنم و بگويم اى رسول خدا! فلانى و فلانى مرا كشتند.

منبع:

مقتل الحسين، خوارزمی [م. 568]، ج2، ص 39.

ارسال نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • آرشیو

  • خبرنامه روزانه