صفحه اصلی ارتباط باما درباره ما رایانامه خبر خوان

فصل بیست و پنجم: تكلم سر مقدّس امام حسین عليه السلام

مدارک شیعه

مدرک اول:

« فَرُوِيَ عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ أَنَّهُ قَالَ مُرَّ بِهِ عَلَيَّ وَ هُوَ عَلَى رُمْحٍ وَ أَنَا فِي غُرْفَةٍ لِي فَلَمَّا حَاذَانِي سَمِعْتُهُ يَقْرَأُ أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً فَقَفَّ وَ اللَّهِ شَعْرِي‏ وَ نَادَيْتُ رَأْسَكَ وَ اللَّهِ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ أَمْرُكَ‏ أَعْجَبُ‏ وَ أَعْجَبُ.»

ترجمه) زيد بن ارقم گويد در آن روز من در ميان غرفه نشسته بودم هنگامى كه سر بريده امام حسين عليه السلام كه بر فراز نيزه جا داشت از برابرم گذشت شنيدم آيه سوره كهف را قرائت مي فرمود: آيا خيال كرده اید كه پيش‏آمد ياران كهف و رقيم از نشانه های شگفت‏آورتر ماست‏؛ به خدا سوگند به مجردى كه اين آيه را از آن سر بريده نورانى شنيدم موى بر اندامم راست شد و عرض كردم به خدا سوگند سر بريده شما اى فرزند رسول خدا عجیب و عجیب تر از پيش‏آمد اصحاب كهف است.

منابع:

1- ارشاد، شيخ مفيد [م. 413]، ج 2، ص 117

2- إعلام الورى، شيخ طبرسي [م. 548]، ج 1، ص 473

3- كشف الغمه، اربلي [م. 693]، ج 2، ص 279

4- ايقاظ، حر عاملي [م. 1104]، ص 206

5- بحار الأنوار، علامه مجلسي [م. 1111]، ج 45، ص 121

6- عوالم امام حسين، بحراني [م. 1130]، ص 389

مدرک دوم:

« وَ رَوَى أَبُو مِخْنَفٍ عَنِ الشَّعْبِيِ‏ أَنَّهُ صُلِبَ رَأْسُ الْحُسَيْنِ عليه السلام بِالصَّيَارِفِ فِي الْكُوفَةِ فَتَنَحْنَحَ الرَّأْسُ وَ قَرَأَ سُورَةَ الْكَهْفِ إِلَى قَوْلِهِ- إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً‏ فَلَمْ يَزِدْهُمْ ذَلِكَ إِلَّا ضَلَالًا. وَ فِي أَثَرٍ أَنَّهُمْ لَمَّا صَلَبُوا رَأْسَهُ عَلَى الشَّجَرِ سُمِعَ مِنْهُ- وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ‏ وَ سُمِعَ أَيْضاً صَوْتُهُ بِدِمَشْقَ يَقُولُ- لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏ وَ سُمِعَ أَيْضاً يَقْرَأُ- أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً فَقَالَ زَيْدُ بْنُ أَرْقَمَ أَمْرُكَ أَعْجَبُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ.»

ترجمه) ابو مخنف از شعبى نقل مي كند كه گفت: هنگامى كه سر مبارك امام حسين عليه السلام را در كوفه در محل صرافها به دار زدند آن سر مقدس به صدا در آمد و سوره كهف را تلاوت كرد، تا آنجا كه مي فرمايد: إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ‏ الى آخره. در روايت ديگرى مي نگارد: هنگامى كه سر مقدس امام حسين عليه السلام را بر فراز درخت زدند شنيدند كه مي فرمود: وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا الى آخره. نيز در دمشق صوت آن حضرت را شنيدند مي فرمود: لا قوة الا باللَّه‏. نيز شنيده شد كه مي فرمود: أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ‏ الى آخره. زيد بن ارقم مي گفت: يا ابن رسول اللَّه! امر شما(تکلم سر مقدس بر نیزه) خیلی عجیب تر می باشد.

منابع:

 

1- مناقب آل أبي طالب، ابن شهر آشوب [م. 588]، ج 3، ص 218.

2- مدينة المعاجز، علامه بحراني [م. 1107]، ج 4، ص 115.

3- بحار الأنوار، علامه مجلسي [م. 1111]، ج 45، ص 304.

4- تفسير نور الثقلين، شيخ حويزي [م. 1112]، ج 3، ص 243.

5- تفسير كنز الدقائق، شيخ محمد رضا قمي مشهدي [م. 1125]،، ج 8، ص 36.

6- عوالم امام حسين، بحراني [م. 1130]، ص 443

مدرک سوم:

« قال سهل الشّهرزوريّ: أقبلت في تلك السّنة من الحجّ، فدخلت الكوفة، فرأيت الأسواق معطّلة، و الدّكاكين مقفّلة قال: فوقفوا بباب بني خزيمة و الرّأس على قناة طويلة، و هو يقرأ سورة الكهف إلى أن بلغ‏ إلى قوله تعالى‏: أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ، كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً. قال سهل: فبكيت، و قلت: يا ابن رسول اللّه! رأسك أعجب. ثمّ وقعت مغشيا عليّ، فلم أفق حتّى ختم السّورة.»

ترجمه) سهل گوید در همان سالی که امام حسین عليه السلام را شهید کرده بودند من به حج رفته بودم پس داخل شهر کوفه شدم و دیدم که بازارها تعطیل است. من در مقابل باب بنی خزیمه ایستادم و دیدم که سر مبارک امام حسین عليه السلام بر روی نیزه ای قرار داشت و سورۀ کهف را قرائت می کرد تا به این آیه رسید: أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ…سهل گوید در این هنگام گریه کردم و گفتم ای فرزند رسول خدا عليه السلام امرِ سر مقدس شما خیلی عجیب تر می باشد. سپس حالت غش به من دست داد و به هوش نیامدم مگر این که شنیدم سر مقدس سوره را ختم نمود.

منابع:

 1- مقتل الحسین [وقعه الطف]، أبو مخنف ازدی [م. 157]، ص102- 103. (موسوعه)

2- مدینه المعاجز، علامه بحرانی [م. 1107]، ج4، ص123. (با اختلاف در عبارات)

3- الدّمعة السّاكبه، بهبهاني، ج5، ص 47- 48. (موسوعه)

4- أسرار الشّهاده، دربندي، ص467- 468. (موسوعه)

مدرک چهارم:

«عَنِ الْمِنْهَالِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ‏ أَنَا وَ اللَّهِ رَأَيْتُ رَأْسَ الْحُسَيْنِ عليه السلام حِينَ حُمِلَ وَ أَنَا بِدِمَشْقَ وَ بَيْنَ يَدَيْهِ الرأس رَجُلٌ يَقْرَأُ الْكَهْفَ حَتَّى بَلَغَ قَوْلَهُ‏ أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً فَأَنْطَقَ اللَّهُ الرَّأْسَ بِلِسَانٍ ذَرِبٍ ذَلِقٍ فَقَالَ أَعْجَبُ مِنْ أَصْحَابِ الْكَهْفِ قَتْلِي وَ حَمْلِي‏.»

ترجمه) منهال بن عمرو مى‏گويد: در دمشق بودم كه ديدم سر امام حسين عليه السلام را مى‏برند و مردى در جلو، سوره كهف را تلاوت مى‏كرد تا اينكه به اين آيه رسيد: (أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً) پس خدا آن سر را به زبان فصيح گويا ساخت و گفت: شگفت‏تر از اصحاب كهف، كشته شدن من و حمل سر من مى‏باشد.

منابع:

1- خرائج والجرائح، قطب راوندي [م. 573]، ج 2، ص 577.

2- بحار الأنوار، علامه مجلسي [م. 1111]، ج 45، ص 188.

3- تفسير نور الثقلين،  حويزي [م. 1112]، ج 3، ص 243.

4- تفسير كنز الدقائق، شيخ محمد قمي مشهدي [م. 1125]، ج 8، ص 36.

5- عوالم امام حسين، بحراني [م. 1130]، ص 412.

مدرک پنجم:

« روي عن زيد بن أرقم، قال: مرّ بي رأس الحسين، و أنا جالس‏ في‏ غرفة و هو على‏ رمح‏ طويل، فسمعته يقرأ أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً، فقفّ له شعري و جلدي و ناديت: يا ابن رسول اللّه رأسك أعجب.»

ترجمه) زيد بن ارقم گويد من در ميان غرفه نشسته بودم هنگامى كه سر بريدۀ امام حسين كه بر فراز نيزه جا داشت از برابرم گذشت شنيدم آيه سوره كهف را قرائت مي فرمود: آيا خيال كرده اید كه پيش‏آمد ياران كهف و رقيم از نشانه های شگفت‏آورتر ماست‏؛ به خدا سوگند به مجردى كه اين آيه را از آن سر بريده نورانى شنيدم موى بر اندامم راست شد و عرض كردم به خدا سوگند سر بريده شما اى فرزند رسول خدا عجیب تر از پيش‏آمد اصحاب كهف است.

منبع:

مقتل الحسین  [وقعه الطف]، أبو مخنف ازدی [م. 157]، ص110. (موسوعه)

مدرک ششم:

« حدثني بعض من حضر ذلك اليوم ، قال : رأيت نارا قد خرجت من القصر ، فولى عبيد الله بن زياد هاربا من مجلسه إلى بعض البيوت ، وارتفعت النار وتكلم الرأس بصوت فصيح ولسان طلق ، حتى سمعه عبيد الله بن زياد – لعنه الله – ، وجميع من في القصر ، وهو يقول : إلى أين تهرب يا لعين ، إن عجزت عنك النار في الدنيا ، فما تعجز عنك في الآخرة.»

ترجمه) سهل گوید بعضی از کسانی که هنگام آوردن سر مقدس امام حسین در نزد ابن زیاد حضور داشتند برای من حدیث کردند که: دیدم آتش را که از قصر ابن زیاد خارج می شد پس در این هنگام ابن زیاد از مجلسش بلند شده و فرار کرد. آتش شعله می کشید و سر مقدس امام با لسانی فصیح و بلیغ تکلم می کرد و حتی ابن زیاد و کسانی که همراه او بودند آن صدا را شنیدند که می گفت: به کجا فرار می کنی ای لعین؟ اگر الان بتوانی از آتش دنیا فرار کنی، در روز قیامت دیگر نمی توانی فرار کنی و جایگاهت در آتش دوزخ می باشد.

منابع:

مدينة المعاجز، علامه بحراني [م. 1107]، ج 4، ص 123

الدّمعه السّاكبة، بهبهاني، ج5، ص 51- 52. (موسوعه)

معالي السّبطين، مازندراني، ج2، ص114. (موسوعه)

مدرک هفتم:

 « قرأ رجل عند رأسه بدمشق ( أم حسبت أن أصحاب الكهف والرقيم كانوا من آياتنا عجبا فأنطق الله الرأس بلسان عربي : أعجب من أهل الكهف قتلي وحملي.»

ترجمه) شخصی در دمشق نزد سر مقدس امام حسین عليه السلام این آیه « ام حسبت…» را قرائت کرد پس در این هنگام رأس مقدس عليه السلام به عربی تکلم کرد که: کشتن من و حمل کردن سر من عجیب تر می باشد.

منبع:

صراط المستقيم، عاملي بياضي [م. 877]، ج 2، ص 179.

مدارک اهل تسنن

مدرک اول:

«أنبأنا أبو محمد بن الأكفاني نا عبد العزيز الكتاني نا أبو محمد عبد الله بن الحسن ابن الفضيل الكلاعي وأبو عبد الله محمد بن يعقوب الطائي الحمصيان قالا أنا أبو عبد الله بن خالويه النحوي نا أبو الحسين بن مخزوم الحافظ حدثني محمد بن علي بن العباس الصيرفي نا أحمد بن محمد بن سليمان القاضي عن عبد الله بن زاهر الرازي عن الأعمش عَنِ الْمِنْهَالِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ‏ أَنَا وَ اللَّهِ رَأَيْتُ رَأْسَ الْحُسَيْنِ [عليه السلام] حِينَ حُمِلَ وَ أَنَا بِدِمَشْقَ وَ بَيْنَ يَدَيْهِ الرأس رَجُلٌ يَقْرَأُ الْكَهْفَ حَتَّى بَلَغَ قَوْلَهُ‏ أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً فَأَنْطَقَ اللَّهُ الرَّأْسَ بِلِسَانٍ ذَرِبٍ ذَلِقٍ [و قال جهارا] فَقَالَ أَعْجَبُ مِنْ أَصْحَابِ الْكَهْفِ قَتْلِي وَ حَمْلِي[قتلى أعجب من ذلك]‏.»

ترجمه) منهال بن عمرو مى‏گويد: در دمشق بودم كه ديدم سر حسين[عليه السلام] را مى‏برند و مردى در جلو، سوره كهف را تلاوت مى‏كرد تا اينكه به اين آيه رسيد: (أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً) پس خدا آن سر را به زبان فصيح گويا ساخت و گفت: شگفت‏تر از اصحاب كهف، كشته شدن من و حمل سر من مى‏باشد.

منابع:

1- تاريخ مدينة دمشق، ابن عساكر [م. 571]، ج 60، ص 370

2- خصائص الكبرى، سيوطي [م. 911]، ج 2، ص 127

3- سبل الهدی و الرشاد، صالحی شامی [م. 942]، ج11، ص76

فيض القدير، مناوي [م. 1031]، ج 1، ص 265 (قال المناوی: وتفصيل قصة قتله تمزق الأكباد وتذيب الأجساد فلعنة الله على من قتله أو رضي أو أمر وبعدا له كما بعدت عاد. مناوی گوید که حکایت کشته شدن حسین بن علی[عليه السلام] قلوب را می سوزاند و جسدها را ذوب می کند پس لعنت خدا بر کُشندۀ او و کسی که راضی به این امر شد و کسی که فرمان کشتن را صادر کرد از رحمت خدا دور باشند همچنان که قوم عاد دور شدند.)

كواكب الدرّيّة، مناوی، ج 1 ص 57 ط الازهرية بمصر(به نقل از احقاق الحق، ج11، ص453).

نور الأبصار، شبلنجي، ص 125 ط مصر(به نقل از احقاق الحق، ج11، ص453).[روى الحديث من طريق ابن خالويه، عن الأعمش، عن منهال]

مدرک دوم:

 

« روى عن زيد بن أرقم رضي اللّه عنه أنّه قال: مرّ به عليّ و هو على رمح و أنا في غرفة فلمّا حاذاني سمعته يقرأ (أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً) فقف و اللّه شعري و ناديت: رأسك و اللّه يا ابن رسول اللّه و أمرك أعجب و أعجب.»

ترجمه) زيد بن ارقم گويد در آن روز من در ميان غرفه نشسته بودم هنگامى كه سر حسين   بن علی[عليه السلام]كه بر فراز نيزه جا داشت از برابرم گذشت شنيدم آيه سوره كهف را قرائت مي فرمود: آيا خيال كرده اید كه پيش‏آمد ياران كهف و رقيم از نشانه های شگفت‏آورتر ماست‏؛ به خدا سوگند به مجردى كه اين آيه را از آن سر بريده نورانى شنيدم موى بر اندامم راست شد و عرض كردم به خدا سوگند سر بريده شما اى فرزند رسول خدا عجیب و عجیب تر از پيش‏آمد اصحاب كهف است.

منبع:

مفتاح النجا في مناقب آل العبا، بدخشي [م. قرن 12]، ص 145 مخطوط(به نقل از احقاق الحق، ج11، ص452.)

ارسال نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • آرشیو

  • خبرنامه روزانه